
الجزایر کشوری است در شمال آفریقا و در ساحل جنوبی دریای مدیترانه. از خاور به تونس و لیبی ، از جنوب به نیجر و مالی و از غرب به موریتانی ، صحرا و مغرب (مراکش) و از شمال به دریای مدیترانه محدود است. این سرزمین از سه ناحیه کاملا متمایز جلگه ساحلی ، کوهستان اطلس و دشت پهناور صحرا تشکیل یافته. جلگه ساحلی که پهنای آن بطور متوسط به 130 کیلومتر می رسد ، شمالی ترین ناحیه الجزایر است و از جنوب به رشته کوههای اطلس یا جبال اطلس صحرایی ختم می گردد.کوهستان اطلس به عرض متوسط 500 کیلومتر بین جلگه ساحلی و صحرا واقع شده و بلندترین قله آن جبل شلیا 2332 متر ارتفاع دارد. دشت پهناور صحرا ، جنوبی ترین ناحیه الجزایر است ، که رو به جنوب و غرب به وسعت آن افزوده می گردد. این ناحیه از خاور به ارتفاعات احجاز منتهی می شود که مرتفع ترین نقطه آن به نام جبل تهت 2918 متر ارتفاع دارد. ناحیه مزبور از نظر منافع نفت و گاز و کانه های فلزی به ویژه آهن و فسفات و ذغال سنگ درخور توجه است.شرایط کاملا متفاوت اقلیمی و تغییرات دما از ویژگی های آب و هوایی الجزایر است.جلگه ی ساحلی از اقلیم مدیترانه ای برخوردار است و محصولاتی چون انگور ، مرکبات ، غلات و زیتون و امثال آن از فرارورده های آن است. دشتهای جنوبی کم آب و خشک است و شهرها و آبادی های آن پراکنده و دور از هم هستند و اکثرا به واحه های کوچک شباهت دارند. نواحی کوهستانی اطلس و احجاز به کم آبی دشتهای جنوبی نیست و جنگل های تنک در ان نواحی به چشم می خورد.رودخانه های الجزایر کلاً کوچک و غالبا فصلی هستند و خشکرود وادی الشلف که درازای آن به حدود 700 کیلومتر می رسد ، عمده ترین و بزرگترین آنها محسوب می گردد. فرسایش خاک و پیشروی صحرای جنوبی بزرگی برای گیا و زیای این سرزمین بوده و حدود 12 میلیون هکتار از اراضی قابل کشت را که بالغ بر 45 درصد اراضی مزروعی کشور محسوب می گردد. مورد تهدید و نابودی قرار داده است.80 درصد جمعیت الجزایر عرب و 20 درصد دیگر بربرها و اقوام بادیه نشین که با نیجرها و اتباع کشور مالی خویشاوندی دارند ، تشکیل می دهد. دین رسمی الجزایر اسلام و زبان رسمی آن عربی است. علاوه بر زبان عربی ، اکثر مردمان الجزایر به زبان فرانسه گفتگو می کنند ، ولی زبان و فرهنگ عربی به مرور جای زبان مزبور را می گیرد و میل به عربی گرایی فزونی می یابد.
بربرها نخستين اقوامي هستند كه از روزگار بس دور در اين سرزمين سكونت داشته اند . اولين بار فنيقي ها در سده دوازدهم پيش از ميلاد به اين كشور هجوم آوردند و مهاجر نشين هايي در كرانه هاي شمالي آن پديد آوردند . سپس كارتاژ ها به آنجا وارد شدند و نواحي خاوري آن را به تصرف در آوردند . رومي ها پس از برانداختن دولت كارتاژ ، بر اين سرزمين دست يافتند و چندي بر سواحل شمالي آفريقا و سرزمين هاي شمالي آفريقا و سرزمين هاي ساحلی الجزاير حكومت كردند . واندالها در 430 بعد از ميلاد ، دست رومي ها را از الجزاير كوتاه كردند و اعراب مسلمان در سده هفتم ميلادي به آفريقاي شمالي تاختند و بربرها را وادار به تسليم نمودند و دين اسلام و زبان عربي را درآنجا رواج دادند . مدتي چند در تسلط مرابطون و موحدون بود و در سده شانزدهم ميلادي به تصرف امپراتوري عثماني در آمد . گرچه تسلط عثماني عمدتاً بر باريكه اي از جلگه ساحلي محدود بود ، ولي از عهده دريازناني كه در همان نواحي و آبهاي جنوبي درياي مديترانه به تاخت و تاز و دست اندازي مشغول بودند ،برنيامدند . دولت فرانسه كه با دريا زنان در مبارزه بود ،به بهانه هاي سياسي در سال 1830 شهر الجزيره را تصرف كرد و در پي آن بر بندرهاي بجايه و بونه و هران نيز تسلط يافت . پس از جنگ ارتش فرانسه با عبدالقادر جزايري ،دوران استعمار فرانسه آغاز گرديد و تا پايان سده نوزدهم سرتاسر الجزاير به تصرف فرانسه در آمد. در جنگ جهاني دوم يكي از عمده ترين پايگاههاي متفقين در شمال آفريقا به شمار ميرفت و ضمناً پايتخت موقت دولت فرانسه و مقر ستاد فرماندهي ژنرال دوگل بود .
پس از پايان جنگ جهاني دوم ، زمزمه استقلال طلبي در الجزاير آغاز شد و به انقلاب سال 1954بر عليه فرانسه انجاميد . پيشنهادهاي اصلاح طلبانه فرانسه سودي نبخشيد و با مخالفت سخت مسلمانان و بعضي فرانسويان افراطي روبرو شد و تا حدي پيش رفت كه منجر به سقوط جمهوري چهارم فرانسه و روي كار آمدن ژنرال دوگل و جمهوري پنجم گرديد . چون همه پرسي سال 1959 استقلال كامل الجزاير را نشان ميداد ، از اين رو ژنرال دوگل با وجود مخالفت شديد نظاميان و مليون افراطي فرانسه ، قرار داد استقلال الجزاير را در سال 1962 امضاء كرد و جمهوري سوسيال دموكراتيك الجزاير بلافاصله اعلام موجوديت نمود و احمد بن بلا بعنوان نخستين رئيس جمهور الجزاير انتخاب شد . در سال 1965 وزير دفاع الجزاير ، هواري بومدين دست به كودتا زد و با زنداني كردن احمد بن بلا خود به مقام رياست جمهوري الجزاير دست يافت . هواري بومدين در سال 1978 در گذشت و شاذلي بن جديد به رياست جمهوري رسيد و در سال 1981 احمد بن بلا را پس از 14 سال از زندان آزاد كرد. شاذلي بن جديد در سال 1984 مجددا به رياست جمهوري برگزيده شد . خشكسالي سال 1988 و بي آبي و كمبود مواد غذايي و بحران اقتصادي به نارضايتي عمومي انجاميد و موج آشوب و اغتشاش به ويژه در بين مسلمانان همه جا را فرا گرفت و دولت بن جديد را در سال 1991 وادار به سقوط كرد و نيروهاي مسلح دولتي و شورشيان را رودرروي يكديگر قرار داد . بنياد گرايان اسلامي كه از موقعيت اجتماعي محكمي برخوردار بودند ، خواستار برگزاري هرچه زودتر انتخابات گرديدند .
دور اول انتخابات در دسامبر 1991 با روي كار آمدن مجدد شاذلي بن جديد و پيروزي گروههاي اسلامي پايان يافت و 188 كرسي از 430 كرسي پارلمان به توسط اسلام گرايان به ويژه جبهه نجات اسلامي ، اشغال شد. شاذلي بن جديد كه از پيروزي بنيادگرايان اسلامي احساس خطر ميكرد از سوي نظاميان و گروههاي مخالف اسلام گرايان نيز به شدت تحت فشار بود ، از مقام خود استعفاء داد و جاي خود را به يك شوراي چهار نفره مركب از سه تن از افسران عاليرتبه ارتش و نخست وزير واگذار كرد . شوراي مزبور در اوايل سال 1992 تشكيلات بنيادگرايان اسلامي را منحل كرد و آراء حدود 400 شهر و آبادي را كه اسلام گرايان در آنها به پيروزي رسيده بودند باطل نمود و دامنه اختلافات بين دولت و اسلام گرايان را هرچه بيشتر گسترش داد و زد و خوردهاي خياباني شدت گرفت و محمد بوضياف سرپرست شوراي دولتي ، توسط يكي از مخالفان خود ترور شد و به قتل رسيد و علي كافي به جاي او منصوب گرديد و بر شدت مخالفت عليه اسلام گرايان تندرو افزود.در سال 1993 امين زروال كه پست وزارت دفاع را بر عهده داشت به سرپرستي كشور برگزيده شد و مبارزه و نبردهاي خونين بين بنيادگرايان اسلامي و نيروهاي دولتي همچنان ادامه يافت و يك هزار مبارز زنداني از زندان دولتي فرار داده شدند . جنگهاي خونين خانگي تا سال 1995 همچنان رو به گسترش بود و زروال به مبارزه با اسلام گرايان با شدت هرچه تمام تر ادامه مي داد . انتخابات رياست جمهوري نوامبر سال 1995 با گزينش مجدد زروال پايان يافت و در ژانويه سال 1997 نبرد بين نيروهاي دولتي و مبارزان مسلح اسلامي شدت گرفت و طي آن بيش از 250 تن به قتل رسيدند.
در اوت 1997 عباس مدني رهبر اسلام گرايان كه به تازگي از زندان آزاد شده بود تلاش كرد تا به زد و خورد هاي خونين و وحشيانه پايان دهد و ضمن تماس و گفتگو با دولتيان به راه حلي مسالمت آميز دست يابد . در انتخابات سال 1999، عبدالعزيز بوتفليقه به مقام رياست جمهوري رسيد و با اعلام عفو زندانيان سياسي مسلمان ، متقابلا آمادگي دولت را براي يافتن راه حل مناسب اعلام داشت . كمي پس از آن در ماه نوامبر ، عبدالقادر حشاني مرد شماره 3 جبهه نجات اسلامي توسط گروههاي تندرو اسلامي ، در اعتراض به روند صلح ميان دولت و گروههاي صلح طلب ترور كشته شد.پس از عمليات تروريستي 11 سپتامبر 2001 در آمريكا ، دولت الجزاير اعلام آمادگي نمود تا اطلاعات موجود در مورد الجزايري هاي عضو القاعده را در اختيار آمريكا قرار دهد. در انتخابات پارلماني ماه مه 2002 ، جبهه آزادي بخش ملي توانست با كسب 199 كرسي به پيروزي بزرگي دست يابد و اكثريت مطلق مجلس ملي را به دست آورد.
لینک های مرتبط:
1 - درباره تابامهر
2- هزینه های جانبی